بانک مرکزی از روز سهشنبه ۳ شهریور، مسیر تازهای برای دسترسی متقاضیان به اسکناس دلار از طریق شبکه بانکی ایجاد کرده است. بر اساس این سازوکار، افراد حقیقی امکان خرید حداکثر هزار دلار و اشخاص حقوقی امکان خرید تا سقف پنج هزار دلار را از شعب منتخب بانکهای ملت، تجارت و صادرات دارند. قیمت فروش نیز بر مبنای نرخ توافقی تعیین میشود.
این تصمیم در شرایطی اجرایی شده که بازار ارز روزهای پرنوسانی را پشت سر گذاشته و قیمت دلار آزاد در ابتدای شهریور از مرز ۲۰۰ هزار تومان عبور کرده است. بانک مرکزی نیز همزمان از اختصاص ۵۰۰ میلیون دلار اسکناس برای عرضه از مسیر شبکه بانکی خبر داده است.
اما اهمیت این تصمیم برای فعالان اقتصادی تنها به بازار ارز محدود نمیشود. نرخ ارز یکی از متغیرهای اثرگذار بر سودآوری بسیاری از شرکتهای حاضر در بورس است و تغییر در سیاست ارزی میتواند انتظارات سرمایهگذاران درباره عملکرد صنایع مختلف را تغییر دهد.
چرا بانک مرکزی عرضه اسکناس را افزایش داده است؟
سیاست جدید بانک مرکزی را میتوان تلاشی برای افزایش سهم شبکه رسمی در پاسخگویی به تقاضای اسکناس دانست. وقتی بخشی از متقاضیان بتوانند ارز موردنیاز خود را از طریق بانکها تهیه کنند، بخشی از تقاضایی که معمولاً به بازارهای غیررسمی منتقل میشود، میتواند به کانال رسمی هدایت شود. در این حالت، سیاستگذار اطلاعات و کنترل بیشتری بر جریان معاملات خواهد داشت.
البته نتیجه این سیاست به میزان استقبال متقاضیان و حجم واقعی عرضه بستگی دارد. اگر عرضه ارز صرفاً به یک اقدام کوتاهمدت محدود شود، اثر آن بر انتظارات بازار میتواند محدود باشد. در مقابل، تداوم عرضه و مشخصبودن قواعد دسترسی به ارز میتواند نقش مهمتری در کاهش نوسانات ایفا کند. بنابراین، صرف اعلام عرضه ۵۰۰ میلیون دلار را نمیتوان به معنای کاهش قطعی نرخ دلار دانست.
دلار بانکی چه اثری بر بورس دارد؟
رابطه میان نرخ ارز و بازار سهام ایران، رابطهای مستقیم و یکبعدی نیست. بخش قابلتوجهی از شرکتهای بزرگ بورس در صنایعی فعالیت میکنند که درآمد یا هزینه آنها به ارز وابسته است. برای نمونه، شرکتهای صادراتی در صنایع پتروشیمی، فلزی و معدنی، از تغییر نرخ تبدیل درآمدهای ارزی خود به ریال اثر میپذیرند.
در نقطه مقابل، شرکتهایی قرار دارند که بخش قابلتوجهی از مواد اولیه، تجهیزات یا سایر هزینههای آنها به واردات وابسته است. برای این گروه، افزایش نرخ ارز میتواند به افزایش هزینهها منجر شود.
به همین دلیل، یک تغییر مشخص در نرخ دلار الزاماً اثر یکسانی بر تمام بازار سهام ندارد. آنچه برای سرمایهگذار اهمیت دارد، نه فقط جهت حرکت دلار، بلکه میزان حساسیت هر شرکت و صنعت نسبت به تغییرات نرخ ارز است.
اگر دلار کاهش پیدا کند، بورس چه میشود؟
یکی از سناریوهای قابلبررسی این است که افزایش عرضه رسمی ارز بتواند بخشی از تقاضای بازار آزاد را جذب کند و موجب تعدیل نرخ دلار شود. در چنین شرایطی، درآمد ریالی شرکتهای صادراتمحور ممکن است با فشار مواجه شود؛ زیرا ارزش ریالی درآمد ارزی آنها با نرخ پایینتری محاسبه خواهد شد. اما این تمام ماجرا نیست.
کاهش یا ثبات نرخ ارز میتواند برای برخی شرکتهای واردات محور اثر مثبتی داشته باشد و هزینه تأمین مواد اولیه یا تجهیزات را کاهش دهد. همچنین اگر کاهش نوسانات ارز به کاهش نااطمینانی در اقتصاد منجر شود، میتواند فضای تصمیمگیری شرکتها و سرمایهگذاران را قابلپیشبینیتر کند. بنابراین، افت دلار را نمیتوان بهصورت خودکار برای کل بورس منفی یا مثبت تلقی کرد.
اگر دلار در همین محدوده تثبیت شود چه؟
سناریوی دیگری که باید موردتوجه قرار گیرد، کاهش نوسان بدون افت قابلتوجه نرخ ارز است. برای بازار سرمایه، این وضعیت میتواند حتی از یک جهش یا افت شدید مهمتر باشد. شرکتها برای برنامهریزی تولید، فروش و سرمایهگذاری به یک محیط نسبتاً قابلپیشبینی نیاز دارند.
اگر سیاست جدید بانک مرکزی بتواند دامنه نوسانات بازار ارز را کاهش دهد، تحلیل سودآوری شرکتها نیز با اطمینان بیشتری انجام خواهد شد. در این حالت، توجه بازار میتواند از «دلار فردا چند میشود؟» به سمت متغیرهای بنیادیتر مانند سودآوری شرکتها، قیمت محصولات، حاشیه سود و ارزشگذاری سهام حرکت کند.
اگر فشار صعودی دلار ادامه پیدا کند؟
درصورتیکه عرضه جدید بانک مرکزی نتواند با حجم تقاضای بازار همراه شود و عوامل بنیادی همچنان فشار افزایشی بر نرخ ارز ایجاد کنند، احتمال ادامه رشد دلار منتفی نخواهد بود. این سناریو میتواند برای بخشی از شرکتهای صادراتی و شرکتهایی که ارزش داراییهای آنها با نرخ ارز ارتباط دارد، اهمیت داشته باشد.
بااینحال، حتی در این شرایط نیز نمیتوان گفت افزایش دلار به معنای رشد قطعی قیمت سهام است. بازار سهام علاوه بر نرخ ارز، به عواملی مانند قیمت جهانی کالاها، نرخ بهره، سیاستهای دولت، وضعیت نقدینگی و انتظارات سرمایهگذاران واکنش نشان میدهد. در واقع ممکن است دلار افزایش پیدا کند، اما اگر همزمان حاشیه سود شرکت کاهش یابد یا نرخ بهره بالا باشد، اثر مثبت افزایش ارز بر قیمت سهام محدود شود.
اهمیت سیاست ارزی برای مدیریت سبد سرمایهگذاری
برای یک سرمایهگذار، شاید مهمترین پرسش این نباشد که «دلار بالا میرود یا پایین میآید؟»؛ بلکه باید پرسید: اگر دلار بالا یا پایین برود، سبد من چه واکنشی نشان خواهد داد؟ این تفاوت، اهمیت ترکیب داراییها را نشان میدهد.
سبدی که وزن بیشتری به شرکتهای صادراتمحور اختصاص داده، نسبت به تغییرات نرخ ارز حساسیت متفاوتی با سبدی دارد که تمرکز آن بر صنایع داخلی یا شرکتهای واردات محور است.
از این منظر، سیاستهای ارزی بانک مرکزی میتواند یکی از متغیرهایی باشد که در تصمیمگیری درباره تخصیص دارایی، انتخاب صنایع و مدیریت ریسک سبد موردتوجه قرار میگیرد.
در سرمایهگذاری حرفهای، هدف صرفاً پیشبینی یک متغیر مانند دلار نیست؛ بلکه ساختن ترکیبی از داراییهاست که بتواند در برابر سناریوهای مختلف اقتصادی، توازن مناسبی میان بازدهی و ریسک ایجاد کند.
یک سیاست ارزی و سه مسیر احتمالی برای بورس
عرضه اسکناس از مسیر شبکه بانکی میتواند در کوتاهمدت بر رفتار بازار ارز و انتظارات فعالان اقتصادی اثر بگذارد؛ اما میزان اثرگذاری آن به استمرار عرضه، حجم تقاضا و سایر سیاستهای اقتصادی بستگی دارد.
برای بازار سرمایه نیز پیامد این سیاست را باید در سطح صنایع و شرکتها بررسی کرد، نه صرفاً در تغییر روزانه شاخص کل. در صورت کاهش نرخ ارز، بخشی از شرکتهای صادراتی ممکن است تحتفشار قرار گیرند؛ ثبات ارز میتواند پیشبینیپذیری را افزایش دهد و ادامه رشد نرخ ارز نیز میتواند برای برخی صنایع صادراتمحور اهمیت داشته باشد. ازاینرو، واکنش مناسب سرمایهگذار به تغییرات بازار ارز، لزوماً خرید یا فروش شتابزده نیست؛ بلکه ارزیابی مجدد ترکیب سبد و میزان مواجهه آن با ریسکهای ارزی است.
تصمیم جدید بانک مرکزی درباره عرضه دلار بانکی، بنابراین، صرفاً یک خبر مربوط به بازار ارز نیست؛ بلکه میتواند یکی از متغیرهای اثرگذار بر انتظارات، سودآوری صنایع و در نهایت تصمیمهای سرمایهگذاری در بازار سرمایه باشد.
